ذبيح الله صفا

874

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مقدّمات متقدّمان جهانيان در طىّ لسان انداخته ، هم در طهارت ذات و كمال ولايت و علوّ درجات زبدهء اقران آمده ، و هم در غزارت فضل و لطافت طبع و رجاحت خلق انگشت‌نماى جهان بوده و هم آوازهء كماليّت ذات و صيت حسن ارشاد و بزرگوارى او جهانگير گشته ، درويشان و مريدان او تا بحدود چين و اصقاع مشرق و طرف دريا تا به سقسين و بلغار بحرمت وجود مبارك او معزّز و مكرّم‌اند ، و هريك پيشوا و مقتداى جهانى گرديده‌اند . خرقهء طريقت از دست عمّ بزرگوار اوحد الدّين عبد اللّه بليانى قدّس سرّه پوشيده و در طريق مسافرت حجاز جمعى از اهل اللّه و ائمّه را دريافته و باخلاق و آداب اين طايفه تأسّى فرموده و اين ضعيف بكرّات كه بشرف صحبت استسعاد نموده‌ام ، بكلمات و انفاس روح پرورش استفاده كرده‌ام ، و بسبيل استطراف مسموعات و لطايف كلمات و فوائد از لطائف تفسير و احاديث نبوى و آثار مشايخ و اشعار در كتابى جمع كرده‌ام و قدوهء افعال و اقوال خود ساخته‌ام ، و در تاريخ غرّهء رمضان سنهء سبع عشر و سبعمائه در كازرون تلقين ذكر از آن حضرت ستده‌ام و بدان معنى مستظهر و مفتخرم . وفاتش بتاريخ سنهء خمس و اربعين و سبعمائه بوده و در كازرون در خانقاهى كه موسوم به آن حضرتست قبر مباركش اكنون مقبّل لب طلب سالكان و صدّيقان روى زمين است . » غير از احمد بن ابى الخير زركوب ، از معاصران معروف امين الدّين بليانى مريد صادق وى محمود بن عثمان مؤلّف فردوس المرشديّة فى اسرار الصمديّة در سيرت شيخ مرشد ابو اسحق كازرونى است كه خود از صوفيان مرشديّه و از ارادتمندان امين بليانى و تا هنگام مرگ در خدمت او بوده است و كتابى جامع و بزرگ در شرح اوصاف و مقاماتش نوشته بود بنام « جواهر الامينيّه » كه در عصر مؤلف در كازرون رواج داشت و خود تلخيصى از آن ترتيب داده بود تا « مفتاح » كتاب « جواهر » باشد و آن را « مفتاح الهداية و مصباح العناية » ناميد و ازين كتاب بنابر تصريح « فريتز ماير » مصحّح كتاب فردوس المرشديّه نسخه‌يى بشمارهء 1640 در كتابخانهء « اسعد افندى » تركيه موجود است و من متأسفانه آن كتاب را نديده‌ام و پيداست كه مأخذ خوبى براى اطلاع از احوال